سلام

ممنونم وقت گذاشتيد و اومديد اين بخش رو بخونيد ، راستش دوست دارم چند تا چيز رو اينجا خيلي قوي و  روشن بگم:

1- من
روحيه حل مسيله رو خيلي دوست دارم . به اين معني که :
کارها رو با انجام دادنش واقعا یاد می گیریم  و تا وقتی با مسیله از نزدیک درگیر نشی نمیتونی خیلی دقیق یاد بگیری . با همين رويکرد هست که من از انجام دادن هيچ کار سالم جديدي که به نظرم جالب بياد ابايي ندارم و حتي از هيجانش خوشم مياد . و البته خوشحال ميشم چون يه تخصص جديد اضافه ميشه .
هر مسیله جدید یه چالش جدید هست و شاید معنی زندگی و رشد تجربه همین چالش ها باشه. ماهی ها مثل فلش حرکت می کنن ، ماهی ای که جلوتر  هست فشار آب بیشتری رو تحمل می کنه اما غذای بهتر هم برای اون هست . يا آدم جرات مي کنه يا براي کسي کار مي کنه که جرات کرده . 
2- اگر مي خواهيد مشتري من بشيد  دوس دارم يه نوع خيال راحتي بهتون بدم که از ديدگاه من ناشي ميشه ،
ببينيد کاري که به من مي ديد قبل از اينکه کار شما باشه تبليغي هست براي گرفتن کار بعدي من ، اين که سعي مي کنم کار شما رو به بهترين نحوي که مي تونم انجام بدم براي خودم هست و اعتبار خودم و نه شما    .
3 - داشتن یک توانایی خاص و محدود ، آدم رو دچار یه سیکل معیوب می کنه ، مثالش رو براتون می زنم ، فکر کنید من کسی هستم که نجاری رو انتخاب کردم به عنوان شغل ، چند سال طول می کشه من یاد بگیرم زیر و بمش رو ؟ بگیم 5 سال . بعد از این 5 سال من چیز جدیدی یاد نمی گیرم و این میشه شروع سیکل معیوب ، اما اگر من برنامه توسعه کاری داشته باشم و تخصص های جدید یاد بگیرم رشد می کنم و این سیکل معیوب خارج میشه ، همون سيکل معيوبي که گیرکردن تو چرخه تکراری کاری هست که حتی در صورت تسلط کامل در اون دیگه چیز جدیدی نمی تونی توش یاد بگیری . این رو هم بگم توسعه کاری و یاد گرفتن تخصص های جدید اصلا به این معنی نیست که از تخصص های قبلی درآمد نداشته باشی . ضمن اینکه تخصص کمتر به معنی موقعیت کاری کمتر هم هست .
ايده هاي من در مورد موضوعات مختلف رو مي تونيد در وبلاگ شخصي ام و با کليک بر روي  اينجا ببينيد .